تبليغاتX
ما دو نفر
عاشقانه های من
سلام دوستای گلم

خوبین ؟

مرسی از بابت لطف هائی که بهم داشتین . تصمیم گرفته بودم که بلاگم رو حذف کنم چون به یه نفر گفتم که این کار و می کنم اما حیفم اومد آخه خیلی خاطره داشتم باهاش برا همون حذفش نکردم ولی دیگه آپم نمی کنم

سعی می کنم هر وقت تونستم به وب هاتون سر بزنم درسته خداحافظی همیشه سخت بوده ولی با تموم شدن عمر وبلاگم مطمئن باشین هیچ کدومتون و فراموش نمی کنم

می خواستم از دوستای گلم که نسبت بهم لطف داشتن تشکر کنم

داداش امیر گلم - پیمان همشهری خوبم - علی رضا - گول تکین (بهترین خواهر) - فاطمه - دل نوشته ها - فردین - سینا و فرانک(از خدا می خوام که به هم دیگه برسونتشون) - فرهاد و کیمیا - امید که همیشه بهم لطف داشت - نیما (عاشق تنها) - سحر و سارا - زهیر(سروش آسمانی) - پارسا - فرزاد - دوست خیلی خوبم مترسک - مهدی - فرشاد - شهرزاد - یاس - حمید -حامد -شال و کلاه - فرشاد عطائی - بنده ی خدا - حسین  و همه ی دوستای دیگم که الان اسمشون و به خاطر نمی یارم تشکر کنم

 

می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که بی من در کنار عکس من

شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

 

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/09/29ساعت   توسط نازنين  | 

       

قصه گو نيستم ولي قصه هاي زيادي براي گفتن دارم . نقاش

نيستم ولي طرحي از دردهاي مختلف براي كشيدن دارم .

 

خياط نيستم ولي مدلهاي مختلفي از درد و غم براي دوختن

دارم . عكاس نيستم ولي مناظر زيادي براي غروب همه ي

خاطره هايم سراغ دارم .

 

بهار نيستم ولي همه ي برگهاي اميد و آرزويم زرد شده است

 و خزاني در دلم غوغاست . زمستان نيستم ولي روي همه ي

دردهايم را با برف پوشانده ام تا كمتر كسي آن را ببيند .

 

تابستان نيستم ولي همچون ميوه ي رسيده اي كه با تابش

آفتاب زيباتر شده است براي چيده شدن تلاش مي كنم ، زيرا

مي دانم هرچه بيشتر بر روي درخت بمانم و آفتاب بخورم

 كم كم به مرز گنديده شدن نزديك خواهم شد ؛

 آن وقت خواهي نخواهي از شاخه مي افتم .

+ نوشته شده در تاریخ  86/09/24ساعت   توسط نازنين  | 

سلام دوستای گلم

ببخشید که مدت زیادیه آپ نکردم ولی بهتون قول می دمکه این روزا حتماْ آپ کنم

پس تا آپ بعدی که همین روزاست  بای

+ نوشته شده در تاریخ  86/09/20ساعت   توسط نازنين  | 

                                   

به تو مي انديشم كه بهتريني . به تو كه هميشه دور از مني اما در قلبم .

من در جاده ي پر پيچ و خم زندگي ايستاه ام تا بيائي . بيائي با تك ستاره ي

قلبم با قلبي پر از ايمان مرا به سوي ابرهاي انتظار ببري . چشم هايم را

به آسماني كه خدايت در آن است دوخته ام . دست هاي خسته ام را

سوي او دراز كرده ام و از او مي خواهم كه بيائي و مرا كه تنها در جاده ي

زندگي مانده ام با خود ببري . ببري به سرزمين آب هاي نقره اي ، به سرزمين

آرزوهاي تلخ ، به سرزمين گلهاي گريان ، نگاه مي كنم به آن درختي كه

شاخ و برگ هايش را به سوي زمين زيبائي ها فرود آورده و از خدايت

تشكر مي كند . دلم مي خواهد به آن جا نگاه كنم ، نگاه كنم به

تلخي هاي زندگي ، به دلخوشي هاي زندگي .

       

آه! كي مي آيي چشم هاي خسته ام را كه انتظار آمدنت را مي كشند ،

به سوي حقيقت گمنام هدايت كني . تو كه مي داني چقدر به تو مي انديشم

، پس بيا و با نگاه مهربانت با قلب پر اميدت با قدم هاي استوار مرا ببر .

مرا ببر تا در كنارت به جز انتظار به تو ، به آسمان بي ستاره ، به رودخانه ي

غريبي ، به گلهاي نرگس ، به دستهاي مهربان ، به قلب هاي پر اميد هم فكر

كنم .

پس بيا و مرا به خود به شهر خوبي ها ببر .

+ نوشته شده در تاریخ  86/08/20ساعت   توسط نازنين  | 

دیشب تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم

تو خوبتر ز ماهی من اشتباه کردم .

 

سلام دوستای گلم خوبین ؟

امروز می خوام فلسفه ی 5 آبان رو براتون تعریف

کنم ... مطمئناً هیچ کدوم از شما نمی دونین که تو

این روز چه اتفاقی افتاده جز چند نفر...22 سال

پیش تو همچین روزی خانمی منتظر بود تا پسری رو

به دنیا بیاره ..... اون مادر شاید دردهای زیادی رو به

خاطر اون تحمل کرد آخه اونم می دونست که پسرش

همچین ارزشی رو داره که به خاطرش درد بکشه ...

بالاخره این پسر به دنیا اومد ...... حالا نوبت این بود

 که براش اسم انتخاب کنن احتمالاً اسمای زیادی

پیشنهاد شد اما اونی که مامان و بابای اون انتخاب

کردن خیلی بهتر از این اسما بود اسمی بود خیلی

 پر معنی ... اسمی بود که وقتی ما اون رو

می شنویم به یاد بزرگی امام حسین می افتیم .

بله درست حدس زدین اسم پسره رو حسین گذاشتن .

حالا 22 سال از اون روز می گذره و حسین یه پسر

خوشگل ، خوش تیپ ، با مرام و ... خلاصه این آقا

حسین واسه خودش مردی شده و کلی خاطر خواه

پیدا کرده که بین همه ی این خاطرخواه ها یه دختری

هست که بیشتر از همه دوسش داره و

نمی تونه یه لحظه بدون اون زندگی کنه ...

(حتی فکر بی تو بودن راه این گلومه بسته ) .

آره حسین من همون آرشه و آرش من همون حسین ...

 

باز من عشق را از تو تمنا می کنم

رنگ چشمان قشنگت را معما می کنم

آه از آن زلفان مشکین تو ای زیبای من

باز شب را در غم زلفت معما می کنم .

 

آرشم تولدت رو تبریک می گم و امیدوارم که زندگیت

مالامل از عشق باشه و همیشه عاشق باشی البته

خودت می دونی باید عاشق کی باشی مگه نه ؟

عشقم دوست داشتم تو بیست و سومین بهار زندگیت

پیشت بودم واز نزدیک بهت تبریک می گفتم ولی خوب

نشد دیگه .ولی دوست داشتم دونی که :

شاید اگر تمامی روزها تولدی این چنین داشت دنیا

زیباتر بود .

 

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شبهای قشنگ مهر مهتابی شد

پروانه پس از تولد زیبایت

تا آخر عمر غرق بی تابی شد

+ نوشته شده در تاریخ  86/08/05ساعت   توسط نازنين  | 

 آرش جان دریا در مقابل بزرگیت 

هیچ است و بهار در برابر لبخندت کمرنگ . تصویر تو را

بر دیواره ی قلبم آویز کردم و تا ابد در گنجینه ی دلم

حفظ خواهم کرد . ای کاش می توانستم سبزترین

واژه ها را تقدیمت کنم و تمامی شقایقها را به

مهمانی چشمانت بیاورم اما فقط می توانم بگویم :

 

 نازنینم تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/08/05ساعت   توسط نازنين  | 

آرشم دوستت دارم خیلی زیاد       

www.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.com   www.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.comwww.lovelorn-java.blogfa.com

مواظب آرش من باش چون خیلی برام می ارزه

+ نوشته شده در تاریخ  86/07/23ساعت   توسط نازنين  | 

دانی که چیست حاصل ایام عاشقی ؟

جانانه را بینی و جان را فدا کنی ...

سلام آرشم . خوبی عسلم ؟

آرش بهت نگفتم آپ کردم چون می دونم اگه بگم می یای و حرفامو می خونی . دوست داشتم وقتی خودت می یای این پستم رو بخونی و این رو بدون که بیشتر از هر کس دیگه خوشحالم می کنی اگه نظرتو بگی . دوسِت دارم عشقم .

عزیزم دلم خیلی گرفته می دونی واسه چی ؟ اون  شب و یادته شبی که بازم مثل همیشه داشتیم SMS بازی می کردیم اون شب که هیچ کدوممون خوابمون نمی یومد و می خواستیم اون قدر واسه هم SMS بزنیم تا خوابمون بگیره . یادته اس ام اس یکی مونده به آخرم چی بود ؟ فکر کنم خوب یادت باشه ...

برات نوشتم آرش می شه یه روز من و تو با هم مزدوج شیم و شبا جای SMS بازی و تک زنگ بازی کنار هم باشیم توهم که دستت درد نکنه همه ی امیدم رو به نا امید تبدیل کردی و نوشتی فکر نکنم چون خیلی از هم دوریم.

آرش وقتی در مورد تو با مامان حرف می زدم همیشه بهش می گفتم دومادت . ولی تو که این طوری فکر می کنی ، شاید اصلاً تو دوماد خونواده ی ما نشی . پس باید سعی کنم از این به بعد کمتر با مامان در مورد تو حرف بزنم یا اصلاً در مورد تو دیگه نباید چیزی به مامانم بگم تا فکر کنه همه چی تموم شده...

آرش وقتی یاد اون روز می افتم که تو نباشی و بی تو باشم می زنه به سرم ، دیونه می شم ، ولی تو اصلاً مقصر نیستی و تقصیر خودمه که خیلی زود بهت وابسته شدم .

آرش یادته اولا که باهم آشنا شده بودیم بهت چی می گفتم ؟ تو گفتی می خوام دوست دخترم شی ولی من گفتم نه من نمی خوام . نمی خوام کسی وابستم شه دوست ندارم یکی به خاطر من عذاب بکشه . تو بعضی وقتا همین حرف خودم رو بهم می گی ولی چی کار کنم تقصیر خودم نیست کار دلمه و ...

(من می خواستم تو به من عادت نکنی خودم بهت عادت کردم ، می خواستم عاشقم نشی خودم عاشقت شده ، می خواستم برات مثل بقیه باشم تو برام از همه مهمتر شدی ، می خواستم بری دنبال زندگیت تو همه ی زندگیم شدی ...)

اون شب اصلاً نخوابیدم یعنی نتونستم بخوابم کل شبونه روز فقط 2.5 خوابیدم منی که تو ماه رمضون کل روز رو می خوابیدم .

خوب یادم می یاد اونSMS رو ساعت 1.45 برام فرستادی و من تا ساعت 4 نخوابیدم فکر کردم؛ به خودم ، به تو به عشقمون شاید هم به عشقم کلی گیج شده بودم منی که این قدر دوست داشتم و دوست دارم خب معلومه با شنیدن این حرف تو شکه می شدم دیگه .

اون شب به خودم گفتم خب این عشق ما که آخر عاقبت خوشی نداره پس چرا کشش بدیم و زیادی به هم دل بسته بشیم ؟ بهتره از همین جا تمومش کنیم ......

 

         

به خودم قول دادم دیگه بهت نه زنگ بزنم نه اس ام اس بزنم و نه به اس ام اس هات جواب بدم ... ولی مگه می شد منی که طاقت ندارم فقط یه هفته صدات رو نشنوم مگه می شد این کار رو با خودم بکنم .

همون شب ، همون شبی که به خاطرت شب تا صبح بیدار بودم ، همون شبی که واسه خاطر تو تا صبح گریه کردم تصمیمم رو گرفتم من دیگه تو رو نمی خواستم . نمی خواستمت که نه نمی خواستم بیشتر وابستت بشم ولی بعداً باز خودم و گول زدم به خودم گفتم شاید همون طوری که آرش می گه نشه و ما به هم دیگه برسیم . به خودم گفتم : درسته آخرش تلخه ولی شیرینی الانش رو با هیچ چی دیگه نمی تونم عوض کنم .

آرش دوست داشتم حالا چشامو می بستم و بر می گشتم به روزی که باهات آشنا شدم یادت می یاد؟ 22 اردیبهشت . اگه اون روز دوباره برگرده به دنیا قول می دم دیگه بهت وابسته نشم ... ولی نه چی دارم میگم ؟ تو اون قدر خوب و مهربونی که اگه هزار بار هم به اون روز برگردم اون قدر منتظر می مونم تا باز تو رو پیدا کنم .

آرش دوسيت دارم می دونی به خاطر چی ؟ به خاطر مهربونی هات ، به خاطر شوخی هات ، به خاطر لوس بازی هات حتی به خاطر اذیت کردن هات که شبها بهم زنگ می زنی و نمی ذاری بخوابم. دوسيت دارم به خاطر مردونگیت ، به خاطرگذشت هات، وقتی با بهونه های بچه گونم ناراحتت می کنم این توئی که بازم منو می بخشی و بهم میگی نازی درکت می کنم .

آرش دوسيت دارم به خاطر همه ی روزهائی که بهت زنگ می زدم و حوصله نداشتم . تو فقط سعی می کردی من و بخندونی . یادم می یاد یه روز خیلی ناراحت بودم . باهات که حرف زدم اون قدر منو خندوندی تا حالم خوب شد ، بعد که حال خودتو پرسیدم گفتی: نازی دلم اون قدر پره که نمی تونی تصورش و بکنی گفتم به من بگو تا سبک شی ولی تو این کار رو نکردی و گفتی دوست ندارم با حرفام تو رو ناراحت کنم . آرش تو اون قدر خوبی که حتی وقتی خودت کوهی از غمها رو داری و من ناراحتم بازم سعی می کنی منو خوشحالم کنی و دلت نمی یاد اذیتم کنی .

آرش دوسيت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که موقع با تو بودن پیدا می کنم.

مثل این که این پستم خیلی دراز شد . ولی یه خورده فقط یه کوچولو سبک شدم .

مرسی که نشستین و حرفای دلمو، حرفامو که نه دردای منو خوندین .

واقعاً آرش تو فکر می کنی ما نمی تونیم به هم برسیم ؟ شما چی ؟ شما چی فکر می کنین ؟

آرش درسته که من و تو خیلی از هم دوریم ولی مهم دلامونه که خیلی به هم نزدیکه .......

در میان ماهرویان ماه روی من توئی تو

گر نترسم از خدا گویم خدای من توئی تو ....

آرشم دوست دارم از دیروز تا تمام فرداها ...

+ نوشته شده در تاریخ  86/07/04ساعت   توسط نازنين  | 

                                                      

                                                  چون به دریا می توان راه یافت

سوی یک قطره چرا باید شتافت ؟

 

انساتها هر آنچه را باور کنند ، خلق می کنند ...

 

هر آنچه را که محکوم کنید از دست می دهیدش

و هر آنچه را که به آن عشق بورزی، به دست می آوری ...

 

تا کی در انتظار قیامت توان نشست ؟

برخیز و قیامتی به پا کن ...

 

قانون لیاقتها :

جهان هستی آنچه به تو می دهد که لیاقت آن را داری ، نه آنچه که لازم داری .

 

باید که جمله جان شوی

تا لایق جانان شوی ...

 

تمام آینده های زیبای تو را اندیشه های امروز تو می سازد .

 

اعتماد به نفس من ، مرا جذاب و محبوب می کند ...

 

بخشش هدیه ای است که به خود می دهم ...

 

از چه چیز باید بترسم ؟ هیچ قدرتی وجود ندارد که سد راه من شود . به قدرت لایزال الهی توکل دارم "به لطف او در امانم" .

 

زندگی قشنگ ترین واژه ی انسان است .

 

اصل انتظار : به انسانها آن می رسد که منتظرش هستند .

 

انسان تدبیر می کند و خداوند تقدیر می کند ؛ زندگی شما چیزی بیرون از شما نیست ، پس تقدیر خدا به اندیشه های شما بستگی دارد ....

 

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید : خدا هنوز از انسان نا امید نیست .

 

من برای هر موفقیتی که کائنات برای من فراهم می کنند، شایستگی کامل دارم .

 

من به خود افتخار می کنم : به آنچه که هستم و آنچه که خواهم بود ...

 

مرسی از همه ی دوستام که با نظرای خوبشون بیشتر کمکم کردن .

تو این قسمت که بخش آخرم بود می خواستم دوباره از استاد خوبم آقای نباتیان تشکر کنم .

 

خوب بالاخره کلیدهای موفقیت من هم تموم شد و از این به بعد وقتی خواستم آپ کنم بازم عشقولانه آپ میکنم و سعی می کنم بیشتر از عشقم براتون بنویسم ...

پس تا آپ های بعدی بای

 

 

  

         

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/06/23ساعت   توسط نازنين  | 

 

 

زندگی شهد گل است و زنبور زمان آنرا می مکد

آنچه می ماند عسل خاطره هاست .

 

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ...

 

عشق یعنی عاشقی در تار و پود ...

 

سعی کنید امروزتان ، از دیروزتان بهتر باشد .

 

رازدار دیگران باشید ...

 

اگر حسادت ورزیدید ، ستم نکنید .

 

از قساوت قلب دوری کنید

 

از نخستین گناه بپرهیزید .

 

با دیگران مدارا کنید ...

 

عادات منفی را بر خود مسلط نکنید .

 

آرزوهای موهوم را از سر خود دور کنید

 

خوشی های کوچک ، خوشبختی های بزرگ و زیبا می آفرینند .

 

شادی حقیقی نصیب کسانی می شود که قلبی مالامال از محبت دارند ...

 

بدبختی همیشه در برابر یک اراده ی محکم به زانو در می آید ...

 

انسان موفق کسی است که همیشه با واقعیت زندگی کند نه با آرزو و خیال

 

دوست خود باش تا دیگران نیز دوست تو باشد ...

 

آن چنان با مردم رفتار کن که دیدارمان بر آنها طلا باشد نه بلا ...

 

اشتباه کردن عیب نیست ، به اشتباه خود واقف نشدن عیب است .

 

هر انسانی درست همان قدر خوشبخت است که اراده کند خوشبخت باشد .

 

معایب دیگران معلم های خوبی برای ماست ...

 

خوشبختی واقعی از جائی شروع می شود که جاه طلبی پایان می یابد .

 

حدس و گمان را ملاک تصمیم گیری خود قرار ندهید !!!

 

تهدید و خشونت باعث بی اعتمادی می باشد ...

 

اجتناب از عواطف منفی ، نیروئی ایجاد می کند که رفتار ما را مهار می نماید .

 

آنهائی که می گویند وقت نداریم ، کسانی هستند که اغلب در  خواب هستند .

 

رمز اصلی روش درخواست موثر و رسیدن به مقصود ، آن است که پس از بیان آن سکوت کرده و توضیحی ندهید و یا توضیحی نخواهید ...

 

نرم خوئی و ملایمت مانند رودی آرام و روان سازنده است . اما پرخاشگری و تندخویی مانند طغیان رود،ویران گر و نابود کننده است .

 

آنچه را که بعد از بیست سال تجربه می توان آموخت ، مطالعه صحیح در یک سال به ما می آموزد...

 

در هر کاری طرف مقابل را زیرک تر ، فرض کنید تا گول نخورید ...

 

خود را باور کردن بالاترین نیرو هاست .

 

بزرگترین فضیلت اینست که تحت هیچ شرایطی انسان بودن خود را فراموش نکنیم ، زیرا انسان ماندن اوج پیشرفت هاست .

 

بدترین نوع غرور این است که به اشتباه خود اعتراف نکنیم !!!

 

امید یک واژه نیست بلکه یک عالم معجزه است .

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم .

 

کاش معشوقه از عاشق طلب جان می کرد

تا هر بی سروپائی نشود یار کسی ...

 

با عشق زمان فراموش می شود ولی با زمان عشق فراموش نمی شود ...

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/06/06ساعت   توسط نازنين  | 

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز

كان سوخته را جان شد و آواز نيامد ...

 

هيچ وقت مغرور نشو :

زيرا برگ درخت وقتي به زمين مي افتد كه فكر مي كند جنسش از طلاست ...

 

تجربه معلم بي رحمي است كه اول امتحان مي گيرد بعد درس مي دهد .

 

در كوي نيك نامان ما را گذر ندادند

گر تو نمي پسندي تغيير ده قضا را

 

همت بلند دار كه مردان روزگار

از همت بلند به جائي رسيده اند .

 

فردا روزي است كه كسي آن را نديده و ديروز روزي است كه دوباره نخواهد آمد .

 

سرنوشت را نمي توان از سر ، نوشت .

 

كاري را شروع نكن اگر شروع كردي آن را به پايان رسان .

 

اگر مي داني كاري ارزش انجام دادن را دارد هرچند سخت باشد اما آن را انجام بده .

 

هر كس پديد آورنده ي شادابي . مسئول عدم موفقيت خويش است .

 

از گذشته ي خود درس بگيريد اما خود را شكست خورده نپنداريد . گذشته ها گذشته و هرگز برنمي گردند ، فقط مي توان آن را سرمشقي براي آينده قرار داد .

 

ياد بگيريد در مورد خودتان لاف بزنيد ؛ بله، در مورد عملكردها و موقعيت هايتان فراتر از آنچه هستيد سخن برانيد ، تا بدانها برسيد .

 

بودن يعني :

آگاهانه تاريخ زندگي را رقم زدن .

 

برنامه ريزي = هدف + راه و روش+ انگيزه

 

موفقيت يعني:

تمايل به آموختن از هر رخدادي

قهرمان داستان خود بودن

رها نكردن آرزوها و اميدها

استقبال از ناشناخته ها با شور و شوق

نگرش نه استعداد، رفتن با آهنگي روان و ...

 

چيزي به نام شكست وجود ندارد ، حاصل هر تجربه اي فقط يك نتيجه است .

 

هيچ موفقيت پايداري بدون پشتكار به دست نمي آيد .

 

بزرگترين سرمايه ي شما ديگران هستند ،

نسبت به افراد ديگر حس احترام و يگانگي كنيد .

 

كار را نوعي تفريح بدانيد .

 

آگاهانه خودت را بشناس تا بتواني خود و ديگران را عميقاً دوست بداري .

 

عشق همه جا جاري است ، تو نفس هايت را قدري جانانه بكش .

 

مسئوليت هر اتفاقي را به عهده بگيريد ، خودتان خالق دنياي خود باشيد ...

 

هيچ معلولي بدون علت نيست ، در هر اتفاقي هدفي وجود دارد .

 

هدفمند حركت كنيد .

 

مشتاق ، آگاه ، جسور‌ ، قاطع ، عاشق يادگيري ، متعهد ، مصر و سرسخت ، انعطاف پذير ، خلاق ، معنوي ، متعادل ، هدفمند ، عاشق تفريح ، قوي و صبور باشيد ، اين گونه موفق و خوشحال خواهيد بود .

 

در مورد نتايج تصميمات خود پيش از آنجام آن بينديش نه پس از آن

 

به شايعات گوش كن ولي هيچ وقت در ساخت آن مشاركت نكن .

 

مرگ پايان كبوتر نيست .

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/30ساعت   توسط نازنين  | 

از دامن زن ، مرد به معراج رسد .

 

مخلوق بايد جلوه اي از خالق باشد .

 

زندگي هنر است ، هنرمندانه بايد زيست ...

 

انسان به خدا گفت : به من چيزي بده تا از زندگي لذت ببرم .

خداوند به او زندگي داد تا از همه چيز لذت ببرد .

 

انسانهاي بزرگ همواره افكار بزرگ دارند .

 

آينده جائي نيست كه مي رويم

آينده جائي است كه مي سازيم .

 

قلب خود را مانند يك فرزند گرامي داريد و

نفس خود را مانند يك دشمن بدانيد ...

 

اگر خود را درشت ببينيد و گرامي داريد ، دنيا در نظرتان كوچك جلوه مي كند و

اگر عمق وجود و درون خود را بزرگتر از آسمانها و زمين ديديد ، دنيا براي شما كوچك مي شود .

 

هميشه الگوئي براي خود داشته باشيد و او را قله در نظر بگيريد و

هر روز خود را بيشتر و بيشتر به آن قله برسانيد .

 

بدترين دشمنان انسان عبارتند از : خواب ، درد و گرسنگي

 

به اميد شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابيدن همان .

 

بيكاري مادر فسادهاست .

 

به ظاهر نبايد قضاوت كرد .

 

گناه كمتر كن تا مرگ بر تو آسان شود .

 

سخنان شما سنگهاي سخت را نرم مي كند(امير المومنان)

 

هر چند وقت يكبار خودت را از خودت طلب كن

شايد گم شده باشي .

 

چه زشت است كوچكي هنگام نياز

و سركشي هنگام بي نيازي (امام علي ع)

 

بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست .

 

نازنينم :

چه دعائي بهتر از اين ؟

خنده ات از سر ذوق

گريه ات از سر شوق

نبود هيچ غروبت غمناك ...

 

يا چنان باش كه مي نمائي

يا چنان نما كه هستي .

 

مردي كه كوه را از ميان برداشت ...

مردي بود كه شروع به برداشتن سنگ ريزه ها كرد .

 

مقايسه ي خود با ديگران هرگز

رقابت فقط با خودت .

تهمت و قضاوت ابداً .

 

مهم اينست كه از خواستن خسته نشويم

بقيه در اختيار ما نيست ...

 

بدانيد كه به راستي چه مي خواهيد

اينگونه مجبور نيستيد پروانه ها را دنبال كنيد

اينگونه به اكتشاف طلا مي رويد .

 

آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگران از بالا نگاه كند ...

و آن هنگامي است كه مي خواهد دست كسي را بگيرد و او را از زمين بلند كند .

 

فراموش كنيد چيزهائي را كه نمي توانيد به دست آوريد

  وبه دست آوريد چيزهائي را كه نمي  توانيد فراموش كنيد .

 

مي توان از زندگي فقط به خاطر زنده بودن لذت برد ...

 

اين جهان پر از صداي حركت پاهاي مردمي است كه همچنان ترا مي بوسند

و در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند .

 

هميشه سعي كنيم به جاي اين كه الگوئي از بين ديگران انتخاب كنيم ،

خود الگوئي براي ديگران باشيم پس ....

هميشه بهترين باشيم .

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/22ساعت   توسط نازنين  | 

سلام دوستاي گلم خوبيد؟

با اين كه وبلاگ من عشقولانه ست ولي دوست دارم چند تا مطلب بذارم كه فكر مي كنم براتون مفيد باشه .

من يه هفته اي پست جديد نمي ذارم تا وقتي اومدين اولش اين پست رو ببينين و بخونيد . فقط ازتون مي خوام نظر بدين .

اول بذارين بهتون بگم كه تو يه سفر كه با دانشگاه رفته بوديم با يه استادي آشنا شدم ، با اين كه فقط 9 روز باهاشون بودم ولي چيزهاي زيادي ازشون ياد گرفتم .

ايشون به ما ياد دادن كه واسه خودمون يه دفتر با اسم كليدهاي موفقيت درست كنيم و واسه خودمون يه شناسنامه ي جديد هم درست كنيم .

من هم تصميم گرفتم كليدهاي موفقيتم رو تو چند تا پست براتون بذارم شايد استفاده كنين .

از همين جا هم از استاد   نباتيان تشكر مي كنم .

پس ،  از شناسنامم شروع مي كنم .

                                                        

منِ نو

نام : موفق

نام خانوادگي : پشتكار

فرزند : تجربه ها

دانشجوي زندگي

درس اخلاق

محل تولد : شهر پيشرفت

تاريخ تولد: بهترين سال / زيباترين ماه / به ياد ماندني ترين روز

  

بهترين راه ارتباط : سلام 

 

عظمت در نگاه توست

نه در چيزي كه به آن مي نگري ...

 

تصميم گرفتم كه ديگر با نفس خود همراهي نكنم

 

همواره خود را دوست داشته باش .

 

خوشبختي را در وجود خود جستجو كنيد .

  

عادت كنيم كه به چيزي عادت نكنيم جز به زيبا زيستن .

  

به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن ندارند .

به دستانت بياموز كه هر گل ارزش چيدن ندارد .

و به قلبت بياموز كه هر كس كنج آن جا ندارد .

  

كسي را بت خود كن كه بت او باشي و براي كسي تب كن كه برايت تب كند  .

  

خداوند را در بهترين جاي قلبتان جاي دهيد ...

  

به خدا نگوئيد مشكل بزرگي دارم

به مشكل بگوئيد خداي بزرگي دارم .

  

حسادت : هرگز

غرور : ابداً

تمسخر : عمراً

  

گرامي ترين چيز نزد خدا دين است .

  

زندگي خود را مانند يك هديه ي الهي بدانيد و قدر آن را بدانيد ...

  

قطره اي باش ، اما زلال

  

اصلي ترين كليد موفقيت :

عمل و حركت كردن...

 

عظمت زندگي در علم نيست

بلكه در عمل است ...

 

انسان موجودي است كه مي انديشد و توليد مي كند .

 

مديريت = محبوبيت

 

ترك عادات بد ، انگيزه هاي خوب مي خواهد ... 

 

موفقيت پيش رفتن است

نه به نقطه ي پايان رسيدن 

 

من بار ندارم كه در بار تو باشم

بگذار كه در سايه ي ديدار تو باشم ...

 

بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد ،

هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نباشد، اما كوري

را به خاطر آرامش تحمل نكن .

                            (دكتر شريعتي)

 

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/17ساعت   توسط نازنين  | 

 

عشق اگر بميرد عشق نيست ، يك هوس است .

 

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

                

 

با نگاهت آشنايم هر روز كه به سوي من مي آيي آنگاه كه از

 

كنار هم مي گذريم ضربان قلبم شديد مي شود ،‌چرا

 

كه طاقت نگاهت را ندارم . صداي ضربان قلبم

 

را مي شنوم كاش مي شد صداي قلب تو را نيز مي شنيدم !؟

 

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن

ابتداي يك پريشاني است حرفش را نزن

گفته بودي چشم بردارم من از چشمان تو

چشم هايم بي تو باراني است حرفش را نزن

آرزو داري كه ديگر برنگردم پيش تو

راهمان با اين كه طولاني است حرفش را نزن

دوست داري بشكني قلب پريشان مرا

دل شكستن كار آساني است حرفش را نزن

خورده اي سوگند روزي عهد ما را بشكني

اين شكستن نا مسلماني است حرفش را نزن

حرف رفتن مي زني وقتي كه محتاج توأم

رفتنت آغاز ويراني است حرفش را نزن .

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

    به گمانم اگر باران ببارد تو مي آئي ، آن وقت دلم وسعت مي گيرد و تمام جهان را در خود جاي مي دهد ؛ اما اين باران آمدني نيست . باشد من گريه خواهم كرد بر روي هر گلي كه ايستاده ام تا از خواب گل و بوسه بيدار شوم .

هستم تو هم باش.

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

                       

 

تا ولوله ي عشق تو در گوشم شد

عقل و خرد و هوش فراموشم شد

تا يك ورق از عشق تو از بر كردم

سيصد ورق از علم فراموشم شد . 

به دريا رفته مي داند مصيبت هاي طوفان را.

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

 

باغبان در را نبند من دختر گل چين نيستم

 

من گلم را چيده ام محتاج هر گل نيستم

 

باغبانان فلك را دست و پا بايد بريد

 

چون كه آنان تخم جدائي در فلك را كاشتند 

 

 (دوست دارم آرشم)

 

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

پرواز در تو بايد ، گر پر شكسته در باد ، آغاز هر كجا شد،

 

پايان هر كجا باد .

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/12ساعت   توسط نازنين  | 

جوك ، اس ام اس باحال ، خلاصه خنده بازار 

حتما تا آخرش برید یه وقت سیستمو ري استارت نکنید هاا

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/10ساعت   توسط نازنين  | 

با ديدگان فرو بسته لب در جام زندگي نهاده ايم و اشك سوزان به كناره ي آن فرو مي ريزيم ولي روزي واي مي رسد كه مرگ زندگي را از ديدگانمان بر دميد و آن وقت مي فهميم كه جام زندگي از اول خيال بوده و ما از آن جز باده ي خيال ننوشيده ايم .

اين چكيده هاي قلم را در آغاز شبي كه حتي ماه نيز روشنائي ندارد مي نويسم چون در اين لحظه احساس مي كنم كه تنها پناه گاه من دفتر خاطراتم(وب لاگم) مي تواند باشد .

راستي چه تلخ است در ميان موج تنها زيستن ...

وقتي مي انديشم كه انسانها فارغ از مشتي خاطرات شيرين و برخي مثل من خاطرات تلخ به آشيانشان باز مي گردند تا صبح فردا از نوع آغاز شود واقعاً به زندگي و زيستن در اين دنيا مي خندم . (كارو)

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/10ساعت   توسط نازنين  | 

                           

آن آرزوي گريزپاي ديشب به سراغم آمد كه بنويسم آرزوي من خواب شيريني است كه با روياي ديدار تو همراه باشد . دوش خداوند بزرگ به من رحم كرد و به خواب رفتم و ترا به شكل تابش نوري از مهتاب كه از ميان ابرها به شكل ستون هائي كشيده گذشته و به من نزديك مي شدي  ، مشاهده كردم . از خداوند بزرگ خواستم هرگز مرا از اين خواب بيدار نسازد ، زيرا مي ترسيدم بار ديگر با آن ديدگان زيبا كه پر از نگاه سوزاننده است به من بنگري و چون سايه اي كه مانند نسيم صبح گاهي زود گذر باشند از نظرم محو شوي .

از تو مي پرسم به من بگو چه قوه اي تو را بر مي انگيزد كه به آزار من همت گماري . تو مي انديشي مرا كه عاشقت هستم بايد آن قدر شكنجه دهي تا چون مجنون به وادي جنون كشانده شوم ؟؟؟!!!

و يا بمانند محتضري كه چشم به راه باشد ديده بر در دوزم كه تو براي آزارم از در كي در ميايي؟ از تو مي خواهم براي هميشه از من دور شوي ...از تو خواهش مي كنم كاري بكن كه فراموشت كنم .. گرچه اين فراموشي به قيمت جانم تمام شود . مي دانم اين بهاء را كه جان شيرين است بايد حتماً بپردازم !!!

 (ولي اين متن رو واسه اون هائي نوشتم كه واقعاً عشق شون اذيت شون مي كنه  ولي عشق من هرگز من رو ناراحت نمي كنه)

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/10ساعت   توسط نازنين  | 

        

نگاهش در عين اين كه پر از خنده و شادي است ، غم عميقي چون ژرفي درياي بي كران شمال در آن موج مي زند . درخشش چشمان خنده بارش جان به بي جانان مي بخشد،  ولي سردي دل شوريده و رنج ديده اش گرمي و حرارت از آنها باز مي ستاند .... شگفت اينجاست كه اين خداي بزرگ چقدر قادر و تا چه اندازه توانا ست كه به چشمان زيباي كسي كه هزاران اميد و آرزو دارد ، هم شادي و خنده مي بخشد و هم غم و اندوهي جان گداز را در زير پرده اي از شادي و مسرت مخفي مي سازد .

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/09ساعت   توسط نازنين  | 

رفته بوديم كه دور از چشم ديگران ساعتي با سرگرداني يك عشق بي پناه ، زير روشنائي مات ماه گردش كنيم ؛ آسمان كاملاً صاف بود . مهذا ،پاره ابري سياه صورت نازنين ماه را در سياهي خود ناپديد كرد ...گفتم آسمان به اين صافي ، معلوم نيست اين قطعه ابر سياه ،  از گريبان ما چه مي خواهد ؟ اشاره اي به ابر كرد ، آهي كشيد و گفت : آن ..... آن ابر نيست عصاره است ...عصاره ي ناله هاي پنهاني عشاق واقعي است ....روي ماه را پوشاند ، تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد . (كارو)

         

اميدوارم عشق هيچ كس عشقي دروغ نباشد كه از همه دردها جان گداز تر است .

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/08ساعت   توسط نازنين  | 

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/08ساعت   توسط نازنين  | 

هيچ وقت نگاهت را از من نگير ،

 

 

كه من با نگاهت عالم دگر دارم .

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/06ساعت   توسط نازنين  | 

عزيزم در اين دنياي پر از عشق  و آشنائي ، تنها كسان غريب من و تو هستيم و ما را كسي نمي شناسد ؛ اين چگونه ممكن است با آنها به دنيا آمده ايم ، با آنها زيستن را شناختيم ، اما ، تنها كساني كه نپذيرفته اند ماييم!!!!

 

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/06ساعت   توسط نازنين  | 

            

                                 

ميان همه ي جوي ها كه همراه همه ي رودها به دريا سرازير مي شدند ، جوي كوچكي هيچ ميلي براي سرازير شدن به دريا نداشت!! وقتي ساير جوي ها پرسيدند چرا ؟ گفت : من هر چند در مقابل عظمت دريا بس ناچيز و خارم .... اما من ..... گمنامي گم نشده  را بيشتر از "شهرت گم شده "دوست دارم !!!!!!

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/06ساعت   توسط نازنين  | 

       

عالم تنها ئي ام را با تو قسمت مي كنم ، سهم كمي نيست .

گسترده تر از عالم تنهائي من عالم دگري نيست

+ نوشته شده در تاریخ  86/05/06ساعت   توسط نازنين  |